مختصري از بيوگرافي اجتماعي
اينجانب محمدحسين مسعودي گاوگاني در آبانماه سال 1348 در خانوادهاي متوسط و مذهبي در شهر گوگان از توابع تبريز بدنيا آمدم. مطابق گفتههاي پدر و مادرم در دو سالگي بعد از تب شديد از ناحيه پاي راست فلج شدم. دوران ابتدائي را با حمايتهاي حركتي برادرانم مخصوصاٌ برادر بزرگترم رسول در مدرسه روانبخش گوگان تمام كردم. در اواخر دوران ابتدائي با راهنمائي يكي از افراد فاميل و با كمكها و حمايتهاي اداره بهزيستي استان موفق به تهيه بريس بلند از سازمان شير و خورشيد سابق و جمعيت هلال احمر فعلي شدم و بعد از آن دوران راهنمائي و دبيرستان را به ترتيب در مدرسه دكتر شريعتي و ديانت احمدي گوگان به پايان بردم. اين دوران همزمان با شروع انقلاب اسلامي ايران و نيز شروع و گسترش جنگ عراق عليه ايران بود. لذا با گسترش فعاليتهاي خود و با حضور جدي در جامعه، به عضويت انجمن اسلامي دبيرستان و پايگاه شهيد اشرفي اصفهاني گوگان درآمدم اما اين امر فعاليتهاي علمي من را كاهش نداده و شركت و كسب عنوان در مسابقات علمي ـ منطقهاي شيمي و زيست شناسي و … از مصاديق اين ادعا است. از جمله فعاليتهاي مؤثر و مبارك براي شهر گوگان ، تاسيس و راه اندازي كتابخانه عمومي شهر بود كه در اين مهم ساير دوستان و همكلاسيهاي خود را همراهي ميكردم. البته همزمان با ساير فعاليتها و عليرغم فلج پاي راست، اينجانب در فعاليتهاي ورزشي نيز حضور جدي داشتم. نسبتاٌ خوب پينگپونگ بازي ميكردم و بعنوان سرپرست تيم فوتبال وحدت گوگان چندين سال پي در پي بازيكنان اين تيم را همراهي مينمودم.
در سال 1368 بعد از قبولي در رشته دكتراي حرفهاي دامپزشكي در دانشكده دامپزشكي دانشگاه تهران فعاليتهاي اجتماعي خود را رونق بخشيدم. در سال اول دانشگاه به عضويت انجمن اسلامي دانشكده درآمدم و در سالهاي بعد مسئوليت كتابخانه انجمن اسلامي، مسئول همايشهاي علمي و فرهنگي دانشجويان، مسئول برگزاري مراسمات مذهبي مثل بزرگداشت روز زن، مسئول برگزاري شبهاي شعر و ديگر مراسمها و برنامهها در دانشكده دامپزشكي بودم. همچنين نمايندگي دانشجويان ورودي سال 68 در هيئت اعتلاي دامپزشكي بوده و در نامگذاري چهارده مهر بعنوان روز دامپزشكي نقش زيادي داشتم.
همكاري در چاپ و نشر مجله دانش و پژوهش دانشجويان، نشريه علمي ديواري دانشجويان، برگزاري اردوهاي آشنائي با دانشگاه و ديگر اردوهاي علمي – فرهنگي از جمله فعاليتهاي اينجانب در دانشگاه بود. اما در دانشگاه نيز عليرغم اين حجم وسيع از فعاليتهاي فرهنگي از فعاليتهاي علمي نيز غافل نبودم و در كنگرههاي علمي و سراسري دانشجوئي دامپزشكي، كنگره بينالمللي تاريخ پزشكي در اسلام و ايران، كنگره بينالمللي پيشبرد و توسعه علم و تكنولوژي در جهان اسلام و …. شركت فعال داشتم.
شركت در سمينارها، گردهمائيها و كنگرههاي ادبي و مذهبي و …. منجمله ارائه مقاله و شعر در كنگره بينالمللي بزرگداشت مقام استاد شهريار در آذرماه 1371 از ديگر فعاليتهاي ادبي اينجانب به شمار ميآيند.
و نكته جالب اينجاست كه اينهمه فعاليت توام با كار ساعتي در مراكز مختلف اداري و تجاري بود تا هزينههاي تحصيلي خود را تامين نمايم. اينجانب براي تامين اين هزينهها علاوه بر اينكه كوپن ارزاق خود را به تهران منتقل كرده بودم تا از مزاياي آن بهرهمند شوم، از بهزيستي استان تهران نيز كمك مادي و اعتباري دريافت ميكردم و البته در اين امر همكاري، تلاش و همراهي صميمانه و خداپسندانه خانمي فداكار بنام خانم قادري ، همواره قابل سپاس و تشكر است. هموست كه اينهمه تلاش را بي وقفه و همهجانبه ادامه داد تا وقفهاي در تحصيل من پيش نيايد و هموست كه در قبال اينهمه كمك فقط و فقط يك قول از من گرفت. قول كمك به معلولان جامعه مخصوصاٌ براي ادامه تحصيل خود، تنها چيزي بود كه من به پاس زحمات آن والامقام به او دادم و از خداوند متعال نيز خواستارم تا مر همراهي كند. انشاء اله …
من كه خود با اينهمه مشكلات مالي در شهر بزرگ تهران تحصيل ميكردم، مشكل همة كساني را كه از شهرهاي دور و محروم در اين شهر تحصيل ميكردند با تمام وجود احساس ميكردم اما با همة تلاش خود، تنها توانستم براي استفاده همشهريان خود به تاسيس و تشكيل صندوق قرضالحسنة دانشجويان گوگاني دانشگاههاي تهران موفق شوم و بسياري از همشهريان خود را در تحصيل دانش همراهي نمايم. اين همراهي و همكاري سبب شد تا ابتكار اينجانب در برگزاري جشن دانشگاه براي فارغالتحصيلان گوگاني در تمامي رشتهها و دانشگاههاي مختلف كشور در شهريور ماه سال 1373 با همكاري دوستان دانشجو به بار نشيند و از تلاشهاي 120 فارغالتحصيل گوگاني دانشگاههاي ايران و نيز تلاش مقام سوم المپياد كامپيوتر جهان در آن سال ـ آقاي ياشار گنجعلي گوگاني ـ تجليل بعمل آيد. اين مراسم كه با حضور مسئولان استاني و منطقهاي و البته بدون هرگونه اعتبار دولتي برگزار ميشد، چنان پر ابهت و باشكوه برگزار شد كه گزارش آن از سيماي مركز تبريز پخش گرديد و بصورت يك ايده و ابتكار و آمال تا به امسال ، هرساله البته با تلاش ساير دوستان دانشجو برگزار ميشود. اين مراسم به همدلي و همراهي دانشجويان انجاميد و به تاسيس و تشكيل كانون فرهنگي – هنري مسجد علي ابن ابيطالب (ع) گوگان و نيز شوراي دانشجوئي شهر منجر گرديد.
ايده تاسيس و راه اندازي كانون فرهنگي – هنري مسجد علي ابن ابيطالب (ع) گوگان و مدير مسئولي آن مستقيماٌ با ايده و تلاش اينجانب و بازهم بدون كمكهاي مالي و تنها با كمكهاي اداري اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان آذربايجانشرقي به بار نشست و برنامههاي متنوع بسياري با تشكيل گروههاي مختلف منجمله تشكيل گروه تئاتر، گروه تواشيح، گروه سرود، گروه علمي و …. برگزار نمود. تشكيل صندوق قرضالحسنه اعضاء كانون، برگزاري اردوهاي مختلف علمي ـ سياحتي و كلاسهاي آموزشي فيزيك، شيمي، كامپيوتر، رياضي، خياطي و … با همكاري دانشجويان شهر از جمله فعاليتهاي كانون بود كه منجر به كسب عنوان كانون ممتاز در سطح استان و كانون برتر در سطح كشور گرديد. اين اثر صالحات باقيات هم اكنون و البته با مدير مسئولي معاون سابق بنده به فعاليت خود ادامه ميدهد و علاوه بر فعاليتهاي سابق به ديگر فعاليتها همت گماشته و نشريهاي نيز بنام گوگان سسي چاپ و منتشر مينمايد.
در سال 1376 با استخدام در مركز آموزش عالي شهيد سرداري وابسته به سازمان جهاد سازندگي به عنوان مدرس گروه علوم دامي شروع بكار كردم و با همراهي و راهنمائي برادر بزرگوار آقاي مهندس حافظي ـ مدير گروه علوم دامي ـ توانستم در اولين سال تدريس بعنوان مدرس شايسته از سوي دانشجويان انتخاب شوم. بدين وصف مسئوليت آزمايشگاه مركز به اينجانب محول شد تا با تجهيز و تكميل آن در آموزش دانشجويان بصورت علمي و كاربردي مؤثر باشيم. در اين راستا و جهت راه اندازي دوره كارداني تكنولوژي شير و فرآوردههاي لبني همزمان و با حفظ مسئوليت قبلي، مسئوليت گروه صنايع غذائي مركز موقتاٌ به اينجانب محول شد. اين مهم نيز با موفقيت و با رضايت رياست مركز و دانشجويان رشته به بار نشست و اين موفقيت سبب شد تا بعنوان همكار و نماينده مركز در طرح تحقيقاتي بررسي تغييرات رفتار حرفهاي دانشجويان رشتههاي علمي ـ كاربردي وزارت جهاد سازندگي معرفي شده و از مجري طرح تشويقنامه دريافت نمايم. همچنين بعد از انتقال آقاي مهندس حافظي به سازمان جهادسازندگي، مسئوليت گروه علوم دامي مركز آموزش عالي شهيد سرداري با حفظ تمامي مسئوليتهاي قبلي به اينجانب محول شد و البته در اين مسئوليت نيز رضايت دانشجويان را جلب كردم. اما بدليل پارهاي مشكلات اداري منجمله عدم پرداخت حق محروميت از مطب به اداره كل دامپزشكي استان آذربايجانشرقي منتقل شدم و بعنوان كارشناس مبارزه با بيماريهاي واگير دام از سال 1378 شروع بكار كردم.
بعد از يكسال يعني در ارديبهشت سال 1379 مسئوليت اداره آموزش و بررسيهاي استان به اينجانب محول گرديد. در اين مسئوليت با همراهي همكاران خود موفق به اثبات و گزارش دو بيماري بنامهاي نماتوديازيس مغزي- نخاعي در گوسفندان از شهرستان اهر و چشم درد واگير گاوان از شهرستان كليبر شدم. گزارش اول بار اين بيماريها و نحوة اثبات و كيفيت گزارش آنها نظر مسئولين مربوطه در سازمان دامپزشكي كشور را جلب كرده و از اينجانب براي ارائه گزارش علمي در سازمان دامپزشكي دعوت بعمل آورند و همكاران بنده و اينجانب را مورد لطف و مرحمت خود قرار دادند.
البته جمع بندي گزارشات بيماري و تجريه و تحليل آنها و ارسال اين تحليل به سازمان دامپزشكي كشور و شهرستانهاي استان، باستناد ادعاي مسئولين شبكههاي دامپزشكي شهرستانها، از جمله كارهاي علمي و مؤثري بود كه در زمان مسئوليت بنده در اين پست انجام ميشد اما هم اكنون متوقف گشته است.
شناسائي و كدگذاري اپيدميولوژيك روستاها و واحدهاي دامپروري در سطح استان بصورتي كه امكان تجزيه و تحليل داده و امكان پيش بيني سير و گسترش بيماريها ميسور باشد، همچنين تشكيل و تكميل پروندههاي آموزشي كاركنان دامپزشكي، تهيه و پخش چندين فيلم آموزشي از سيماي تبريز بهمراه دهها برنامه راديوئي پخش شده از صداي تبريز و اجراي چندين كلاس آموزشي و ترويجي از ديگر اقدامات اينجانب در دوره مسئوليت اداره آموزش و بررسيهاي استان ميباشد.
راه اندازي مركز كامپيوتر ، اتوماسيون اداري و شبكه اينترانت داخل اداره كل دامپزشكي و نماينده دامپزشكي استان در IT و ICT استان از جمله كارها و مسئوليتهايي بود كه عليرغم تغيير مسئوليت اينجانب از رياست اداره آموزش و بررسيها به رياست اداره دارو، درمان و آزمايشگاههاي استان همچنان تحت نظارت اينجانب ميباشند.
در اواخر سال 1380 رياست بزرگترين و حساسترين اداره اداره كل دامپزشكي استان يعني اداره دارو، درمان و آزمايشگاههاي استان به اينجانب محول شد. در پست جديد بعلت مشغله فراوان، هرچند امكان بروز استعدادها كمتر شده اما هرگز به صفر نرسيده است. احداث ، تجهيز و راه اندازي آزمايشگاه هاري بعنوان آزمايشگاه هاري شمالغرب كشور، تكميل و راه اندازي آزمايشگاه PCR ، تجهيز آزمايشگاههاي آناليز خوراك دام و ميكروبيولوژي استان، تاسيس و راه اندازي آزمايشگاه الايزا، از جمله فعاليتهائي هستند كه در مسئوليت اخير خود بهمراه همكاران محترم اداره به پايان رسيده است و برخي در شرف پايان است.
ترغيب به تاسيس چند كارخانه توليد دارو در استان منجمله تاسيس كارخانه داروي دامي سهند، تاسيس كارخانه داروئي سهندپرور بهينه، نظارت بر رعايت اصول GMP در كارخانههاي توليد دارو و مكملهاي داروئي، الزام داروخانههاي دامپزشكي به رعايت اصول نگهداري دارو در داروخانهها ، ترغيب و تشويق داروخانههاي دامپزشكي براي همكاري با اصول PMS ، تهيه جزوه آموزشي اصول نگهداري صحيح دارو در داروخانه، پيشنهاد و ارائه طرح مكانيزه كردن سيستم توزيع دارو در داروخانهها از جمله فعاليتهاي اينجانب در بعد داروئي اداره بوده است.
صدور دهها پروانه داروخانه دامپزشكي و درمانگاه يا دفتر اشتغال به امور درماني دامپزشكي ، صدور چندين فقره پروانه آزمايشگاه تشخيص دامپزشكي و شركت توزيع دارو و واكسن در استان نتيجه فعاليت همكاران ارجمند اينجانب در حوزه دارو، درمان و ازمايشگاههاي استان است.
راه اندازي سيستم تلفن گويا، تهيه برنامه نرمافزاري اطلاعات بخش خصوصي و نرمافزار توزيع دارو و واكسن، علاوه بر نظارت در تهيه وب سايت دامپزشكي استان به آدرس (
http://WWW.AZARVET.IR ) و نيز اداره چندين وبلاگ شخصي منجمله وبلاگ دامپزشكي
http://vetiran.blogspot.com از جمله فعاليتهائي است كه در راستاي مسئوليت IT و ICT دامپزشكي استان انجام دادهام.
همزمان با مسئوليت اداره دارو، درمان و آزمايشگاهها، از اوائل ارديبهشت ماه سال 1383 بعنوان عضو اصلي شوراي مركزي نظام دامپزشكي استان در خدمت دامپزشكي بخش خصوصي هستم.